تبلیغات
سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ
جنبش مهدی یاوران عصر ظهور
جنبش مهدی یاوران عصر ظهور
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن
صلواتک علیه و علی آبائه
فی هذه الساعه و فی کل ساعه
ولیا و حافظا و قاعدا و ناصرا
و دلیلا و عینا
حتی تسکنه ارضک طوعا
و تمتعه فیها طویلا
برحمتک یا ارحم الراحمین

حضرت امیرالمومنین (ع) در كوچه های كوفه قدم می زد كنیزی را دید كه گریه می كند.فرمود: چرا گریه می كنی؟

كنیز گفت:ارباب من پولی داد تا گوشت خریداری كنم، حال كه گوشت را خریده به منزل بردم ارباب می گویدگوشت مرغوب نیست پس بده،و قصاب نیز قبول نمی كند. نه قصاب می پذیرد، ونه صاحب من، مرا به منزل راه می دهد.

امام علی (ع)همراه آن زن به قصابی آمد، واز قصاب خواست كه گوشت را عوض كند، یا پول آن را بدهد.

قصاب عصبانی شد، و چون حضرت امیرالمومنین (ع) را نمی شناخت، مشتی بر سینه امام كوبید و گفت: از مغازه خارج شو، این معامله به شما ربطی ندارد.

امام(ع)،  سر به زیر انداخت و از مغازه بیرون رفت و كنیز را به خانه اربابش برد. صاحبان کنیز، حضرت امیرالمومنین (ع) را شناختند و احترام گذاشتند، و آن كنیز را به امام بخشیدند و ایشان نیز آزاد نمودند.

اما همسایگان قصاب اطراف او جمع شده، گفتند: می دانی مشت بر سینه چه كسی نواختی؟آن شخص حضرت امیرالمومنین علیه السلام بود.

مرد قصاب امام علی (ع) را بسیار دوست می داشت، اما نمی شناخت، از شرم و عذاب جسارت و گناه خویش آن دست كه بر سینه امام كوبید را بوسیله ی ساطور قصابی قطع نمود.

حضرت امیرالمومنین (ع) او را به حضور طلبید و ضمن دلداری، او را شفا داد.

(بحارالانوار ج41، ص 203-204 و یا الخرائج و الجرائح، ج2، ص758-759)

 

و چه درد ناک است وقتی که ما مرتکب گناه می شویم،

زیرا امام زمان(عج) فرمود:

« هر گناه شما سیلی ای به صورت من است »

 





مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin